اگه کتاب بود، دوست دآشت " بوف کور" بآشه، پآیانش با پآیان نویسنده عجین شده بآشه، که تلخ باشه! و اگه فیلم بود دوست داشت " شیکاگو تآیپ رایتِر" بآشه... نمآیش میهن پرستی بآشه! دوستی رو تو درد تجربه کنه، با شلیک یک گلوله تموم بشه! و اگه خواننده بود دوست دآشت " جِیمز بلآنت" بآشه ، نظام رو ترک کنه تا ساز بدست بگیره ولی از طرف مردم کشورش طرد شده باشه ، و اگه شهر بود، دوست دآشت "هیروشیمآ" بآشه بعد از حمله ی اتمی! و اگه آهنگ بود " بروکِن وینگز" و اگه حیوان بود، دوست دآشت "وآل"بآشه، قبل از طلوع آفتاب به سآحل بزنه... و اگه گیآه بود، دوست دآشت " کاکتوس "بآشه، که بی نیآز بآشه ازت، که روزای نبودنتو، پشت پرده هآی کشیده ی پنجره ی این خونه بتونه دووم بیآره!
و اگه شآنس این رو دآشت تآ دوبآره متولد شه، دوست دآشت " خودش " بآشه، قبل از دیدن تو! :)
برچسب:
نویسنده: رضا جعفری